خرید بک لینک

دوست دارم که شبی نیمه شبی بال گشایم
اوج پرواز بگیرم پی جانان بروم
بال و پر گیرم و ره مستان بروم
بروم تا به عرش اعلا برسم
فارغ از دنیا و کار دنیا بشوم
اینقدر اوج بگیرم که جهان تار ببینم
سر خوش از اوج گرفتن شتابان بروم
حاصلم چیست از این زندگی پر تلاطم
خاطر خوش بروم غم دنیا نخورم

[ سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 10:17 ] [ نازیلا ]

[ ]

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 0:23

هست یادت ای گل زیبای من
در شب احیا نمودی یاد من
دل سپردم من به تو
دل دادی تو به من
چون سرگذاشتم قرآن
عرشیانت آمدند بر خاک من
اشب و شبهای قدر دیگرش
میشود روشن زمین
ای که تو قدر مطلقی
قران نازل کرده ای بهر من

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 21:4 ] [ نازیلا ]

[ ]

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 0:23

چشمه ای دیدم که جوشان میشوداز دل خاک او جاری میشودباغ و بوستان را شاداب میکندگل های تشنه را سیراب میکندباعث رویاندن سبزه میشودبهر ماهی او خانه میشودباعث آبادی خاک میشودآنچه او میشود این میشودگر بخشکد ، جاری نشودباغ و دشت را حیران میکندگل تازه روییده چو پژمرده شودشاپرک ها بی خانه شوندرقص باد بر گل ها

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 12:52


سر خوش از آنم که خوشحالی کنون
برلبت خنده و شامانی کنون

ریختی غم هرچه بود تو از درون
دور کردی از خودت خشم زبون

میدانستم که همت میکنی و فکر بکر
شاد و خوشحالم مثال تو کنون

سرفرازم کرده ای دوست ناز
رفع مشکل کرده ای جانم به قربان

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:37

به گمانم که شبی بار سفر بر بندم
دل از این معرکه بر کنده به افلاک برسم
دل غافل برهانم بر جانان بروم
بروم سوی ملائک که خدا دریابم
قبل رفتن به گمانم باید
صد آب شویم تن غرق گناهم
توشه ی ره ندارم خدایا چه کنم
مددی کن که این ره نرود از دستم

[ دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 20:48 ] [ نازیلا ]

[ ]

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:37


لحظه ی دیدار معبود می رسد
لحظه ی عشق در آغوش می رسد

لحظه ی چون شمع سوختن می رسد

لحظه ی غرق دعا گفتن می رسد

لحظه ای که با هر ثنایی می رسد

ناله ها و ضجه ها بر افلاک می رسد

لحظه لحظه این دعایم به درگاه خدایم می رسد

چه زیباست این لحظه ها که به یارم می رسد

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 15:38


برآب های پر تلاطم دریا
بر زورق شکسته منم
بی ناخدا ببین که کجا
حیران و سر گردان منمl
در طوفان شب تاریک این دریا
بر زورق حوادث نشسته ام
نه فریادی و نه فریاد رسی
ببین چگونه دستخوش حوادثم
از دور کور سو نوری نمیبینم
که دل خوش نجات زاو باشم
موج ها بزن چه رگبار تازیانه بر تنم
کین زخمها زدنیا بسی دیده ام
مارا چو نباشد زبلا راه نجات
گو بهتر که خوراک کوسه ها شوم

[ شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 0:27 ] [ نازیلا ]

[ ]

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 15:38

رو دلم غباری از ابر نشسته
از اون ابرایی که هرگز نمیباره

نمیباره و نمیخواد بباره
چون درد و غمم را نمیخواد بشویه

طوفان غمش گرد وجودم گرفته
اما خبری از باران نداره

این غم گرد خودش سخت پیچونده
هم دست و پایم به یکجا ببسته

انگار ندارم توانی بر آرم ناله
چون نای در گلویم خفه مانده

دستی برسون از غیب الهی
هم فریاد و فریاد رسی تو دوباره

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 15:38

شب را به یاد عشقت سحرکردم از رنج فراقت دو چشم تر کردمبر رقص اختران به دور ماه

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 7:06

یک دم تو بشو ساغر میخانه تو هم بخوری می چند از این پیمانهیک دم بنشین و سر به سجده نه

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 7:06

مراآتش زدی با آن همه غم دعایت میکنم تا رفع شود غمغم تو غم ما هم می باشد

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 7:06

خدایا نمانده صبر و قراری مگه دل زما تو بریدیخدایا همه دارو ندارم تویی

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 7:06

جهان را گر بگیرن یار را از ما نگیرن که جان ما به جان یار بسته استهمان آهوی مشکین خرامان

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 7:06

ترک جان گفتم گذاشتم پا در دنیای خیال گاه پریشان خاطرم گاه آشفته حالچون جرس با ناله سر در گریبانم

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 7:06

تو گفتی اگر با هم بمانیم دوباره آشیان از نو بسازیمبسازیم آشیانی بس زیبا

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 1:22

مرا نکوهش مکن که از تو دلگیرم ببین با من چه کرده ای کهسخت دلگیرمزدی تو سنگ جفا بر دل ریشم

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 1:22

ای ماه من زیبای من آخر کجا تو میروی در حسرت دیدار خود ما را چرا زجر میدهیاز کوی ما تو میروی با این و آن سر میبری

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 1:22

در غروبی سخت و غمگین یکه و تنها نشستمدر ایوان با قفس های قناری

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 1:22

دل بریدی زمن و رفتی دگر بار چرا فکر نکردی که بعد تو خواب نیست مرادل سپردن دل بریدن آخر چرا

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 1:22

مرا نکوهش مکن که از تو دلگیرم ببین با من چه کرده ای که فحش می گویمزدی تو سنگ جفا بر دل ریشم

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 19:44

سلامت میکنم ای گل جوابم را ندادی دلم آشوب دارد که دیگر تو نیاییکجایی تو که حالم خوب نیست نمیدانی

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 19:44

رفتی تا به سحر چشم براهت باشم مجنون تویی ولی من بیقرارت باشمگفتی که به موقع از سفر می آیم

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 3:12


بگفتی صبوری کن صبوری پیشه کردم

بگفتی فکر من باش به تو اندیشه کردم

نمیدانستم اگز صبور باشم

به دست خود زنم تیشه به ریشم(ریشم :ریشه ام)

عجب حالی دارم گیج و ماتم

زبس افکار تو در سر دارم

نمیدانی و نمیخواهی بدانی

که غیر تو در این عالم ندارم

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 4:18

آمد بهار دوباره و گل به گلستان هر روز مان عید است در این بوستانهر روز منتظرم که بچینی با دو دستاناز ب

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 4:18

بیا تا لحظه ای باهم بمانیم

برای هم غزل ها یی سراییم

بیا تا از بهار زندگانی

بچینم گل زباغ مهربانی

زنیم لبخند زیبا بر گل یاس

یه آغوش از گل ریحان بچینیم

به زیر پای غم ها را گذاریم

به سوی خوشبختی ره سپاریم

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 19:58

بیا درلحظه های هم بمانیمبرای دل خود شعری بخوانیمبخوانیم از بهار از زندگانی بچینیم گل های شادمانیزنیم لبخ

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 19:58


من که شمع سوخته ام خاکستر ندارم

زندگی را باخته ام راهی ندارم

من پشیمانم که دنیا آمدم

بس که بد دیدم زخود شرمنده ام

من جهانم تیره و تار و خودم سر گشته ام

راهی نیست کز این جهان در گذرم

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 19:58


هیمه ها را زدم آتش
که ببینم در این شب
چه رقصی میکند
شعله ی سرکش
سر کشیده تا فلک
چه مهربان است نوازشش
برتن سردم گرمی آتش
ومن خیره به دودش
که رود بالای شعله و نورش
با خود اندیشیدم و گفتم
دود بی مقدار آن بالا چکار
شعله خندید و گفت
دود راهبانی میکند
بر کاروان کم کرده راه

[ جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 4:20 ] [ نازیلا ]

[ ]

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 19:58


بیا تا بهار را با تو قرار بگذاریم

بیاکه گل های باغچه را دوباره برویانیم

بیا تا نسیم را با نفس های تو خوشبو کنیم

گل های باغچه را دوباره آبیاری کنیم

بیا که چهچه بلبلان بیقرار را

با قرار خودمان شادمان کنیم

بیا که گرمی خورشید را

در آغوش تو لمس کنیم

بیا که روزمان را از اول

با سلام گرم تو آغاز کنیم

بیا که دیده به در ماندو جان به لب

ز روز من که بی تو شب است

چه انتظار داریم

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 19:58

تو گفتی گر بهار آیدهزاران گل ببار آردبهار آمد گل حسرت ببار آمدبهار من چرا رنگ خزانی چرا آسمانت

برچسب: نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 4:02

صفحه بندی